محسن لزومیان، رییس اتحادیه تولید کنندگان و صادرکنندگان نان کشور در گفتوگو با «اقتصادسبز» تأکید کرد
نان صنعتی ستون امنیت غذایی که در تبعیض آرد فرو میریزد
********************************************************************
اقتصادسبز آنلاین: نان در فرهنگ ایرانی تنها یک خوراک روزانه نیست؛ نشانهای از برکت، امنیت و پایداری اجتماعی است. با این حال، صنعتی که میتوانست با تکیه بر دانش، سرمایه و تکنولوژی روز به ارتقای کیفیت و امنیت غذایی کشور کمک کند، امروز در گرداب تبعیض و سیاستگذاریهای نادرست گرفتار شده است. صنعت نان صنعتی در ایران طی سالهای گذشته با سرمایهگذاریهای کلان و ورود ماشینآلات مدرن شکل گرفت. قانونی نیز تصویب شد که بخشی از نانواییهای سنتی باید به سمت صنعتی شدن حرکت کنند. همین قانون باعث شد بسیاری از سرمایهگذاران با امید به آینده، وامهای بزرگ بگیرند و خطوط تولید پیشرفته راهاندازی کنند. اما نتیجه چه شد؟ امروز نزدیک به نیمی از این واحدها تعطیل شدهاند و دستگاهها و سرمایههای ملی خاک میخورند. ریشه این بحران در یک موضوع مشخص است: تبعیض آشکار در قیمت آرد. آردی که به نانوایان سنتی یارانهای داده میشود، برای نان صنعتی کاملاً آزاد عرضه میشود. نتیجه آنکه یک کارخانه صنعتی مجبور است با هزینههای سنگین آرد آزاد، بستهبندی، بارگیری و توزیع محصول، در برابر نانوایی سنتی که با آرد یارانهای و بدون هزینه جانبی کار میکند، رقابت کند. رقابتی که سرانجامی جز شکست و تعطیلی برای تولیدکننده صنعتی ندارد. این در حالی است که تجربههای بحران - از دوران کرونا تا جنگ ۱۲ روزه اخیر ـ نشان دادهاند نان صنعتی در روزهای سخت، ناجی پنهان کشور بوده است. کارخانههای صنعتی در اوج بحران، توانستند با تولید و توزیع سیار نان، نیاز مردم را تأمین کنند و نقش خود را به عنوان یک صنعت استراتژیک ایفا کنند. اما چرا چنین صنعتی باید قربانی تصمیماتی شود که بدون مشورت با بدنه صنف گرفته میشوند؟ چرا تشکلهای اقتصادی که نماینده تولیدکنندگان هستند، در فرآیند تصمیمسازی نادیده گرفته میشوند؟ و چرا باید سرمایههای ملی در سایه بیعدالتیها نابود شود؟
برای یافتن پاسخ این پرسشها و بررسی دقیق مشکلات و مطالبات نان صنعتی، با محسن لزومیان، رئیس اتحادیه تولیدکنندگان و صادرکنندگان نان ایران، به گفتوگو نشستیم.
شما بارها بر اهمیت استراتژیک نان صنعتی تأکید کردهاید. چرا معتقدید این صنعت تا این اندازه اهمیت دارد؟
اجازه بدهید با یک مثال روشن صحبت کنم. در دوران کرونا، وقتی بسیاری از زنجیرههای تأمین کشور با اختلال مواجه شد، این صنعت نان صنعتی بود که توانست در سراسر کشور بهصورت سیار نان تولید و توزیع کند. حتی در بحرانهایی مانند جنگ ۱۲ روزه اخیر، همین کارخانهها بودند که در میدان حاضر شدند و نیاز مردم را تأمین کردند. این نشان میدهد که نان صنعتی فقط یک فعالیت اقتصادی نیست، بلکه ستون امنیت غذایی کشور در شرایط بحران است. در روزهای آرام شاید کمتر به این موضوع توجه شود، اما در زمان بحرانهاست که اهمیت واقعی این صنعت برای کشور آشکار میشود. بههمین دلیل ما میگوییم صنعت نان صنعتی یک صنعت استراتژیک است و باید مورد حمایت ویژه قرار گیرد.
یکی از مباحثی که مطرح کردهاید، جایگاه کمرنگ تشکلهای اقتصادی است. چرا این موضوع را یک چالش اساسی میدانید؟
بینید، تشکلها در همه جای دنیا نماینده صنف و تولیدکنندگان هستند. دولتها از نظرات کارشناسی این تشکلها استفاده میکنند تا تصمیمات درست و مبتنی بر واقعیت بگیرند. اما متأسفانه در کشور ما چنین اتفاقی نمیافتد. نه تنها از نظر تخصصی به تشکلها مراجعه نمیشود، بلکه در تصمیمات مهم، هیچ مشورتی با بدنه صنف صورت نمیگیرد. همین باعث میشود تصمیماتی گرفته شود که هیچ تناسبی با واقعیت صنعت ندارند. نتیجه چه میشود؟ تصمیماتی که بهجای حمایت، تبدیل به مانعی برای تولید میشوند.
تشکلها باید در فرآیند تصمیمسازی حضوری رسمی، مؤثر و مداوم داشته باشند. این انتظار بیجایی نیست. اگر قرار است قانونی یا بخشنامهای برای یک صنف وضع شود، قبل از هر چیز باید نظر کارشناسانه اعضای همان صنف گرفته شود. اگر چنین اتفاقی بیفتد، دیگر شاهد تصمیماتی نخواهیم بود که تولیدکننده را زمینگیر کند.
بیایید برویم سراغ مهمترین مشکل امروز صنعت نان صنعتی؛ تبعیض در قیمت آرد لطفاً این موضوع را برای مخاطبان ما توضیح دهید.
واقعیت این است که امروز نان صنعتی قربانی یک بیعدالتی آشکار شده است. آردی که به نانوایان سنتی داده میشود، یارانهای است؛ اما آردی که کارخانههای نان صنعتی مصرف میکنند کاملاً آزاد است. حال تصور کنید کارخانهای در شهرک صنعتی، آرد آزاد بخرد، هزینه بستهبندی و بارگیری و حملونقل را بپردازد و نان تولیدی خود را در فروشگاه عرضه کند. در مقابل، نانوای سنتی با آرد دولتی و بدون بستهبندی نان تولید میکند و به نصف قیمت عرضه میکند. آیا این رقابت منصفانه است؟ طبیعی است که نتیجه چنین شرایطی چیزی جز ورشکستگی برای نان صنعتی نخواهد بود.
امروز ۴۰ تا ۵۰ درصد واحدهای صنعتی نان تعطیل شدهاند. چرا؟ چون سیاستگذاری نادرست و بیتوجهی به عدالت رقابتی، این واحدها را از میدان خارج کرده است.
اما مگر قرار نبود طبق قانون بخشی از نانواییهای سنتی به سمت صنعتی شدن حرکت کنند؟
دقیقاً. قانونی وضع شد که طبق آن ۲۰ درصد نانواییهای سنتی باید تعطیل شوند و به سمت صنعتی شدن حرکت کنند. همین قانون باعث شد سرمایهگذاران به میدان بیایند. بسیاری از آنها وام گرفتند، تجهیزات مدرن و حتی دستگاههای خارجی وارد کردند، خطوط تولید راه انداختند و با امید به آینده سرمایهگذاری کردند. اما نتیجه چه شد؟ امروز بسیاری از همان واحدها تعطیل شدهاند و سرمایههای ملی خاک میخورند. ماشینآلات بدون استفاده ماندهاند و سرمایهگذاران دچار سرخوردگی شدهاند. این فقط یک خسارت شخصی یا فردی نیست؛ این یک خسارت ملی است. ما داریم سرمایه ملی کشور را به خاطر تصمیمات نادرست نابود میکنیم.
بنابراین مطالبه اصلی شما از دولت چیست؟
مطالبه اصلی ما ساده و روشن است: آرد باید یکسانسازی شود. این بزرگترین و اساسیترین خواسته تولیدکنندگان نان صنعتی است. تا وقتی این تبعیض ادامه داشته باشد، نمیتوان از این صنعت انتظار رشد و پویایی داشت. سرمایههایی که امروز در این بخش بلااستفاده ماندهاند، سرمایههای ملی هستند. نابودی آنها به معنای عقبگرد کل کشور است. ما به دولت میگوییم اگر میخواهید صنعت نان صنعتی زنده بماند، نخستین گام این است که قیمت آرد برای همه یکسان شود.
و در پایان، اگر بخواهید پیام اصلی خود را خطاب به دولت مطرح کنید، چه میگویید؟
لزومیان: پیام ما روشن است. ما از دولت میخواهیم از این صنعت استراتژیک حمایت واقعی کند. نه فقط در حرف، نه فقط در شعار، بلکه در عمل. صنعت نان صنعتی ثابت کرده است که میتواند در سختترین روزها به کمک کشور بیاید. این صنعت ظرفیت آن را دارد که یکی از ستونهای اصلی امنیت غذایی ایران باشد. اما تحقق این هدف، نیازمند تصمیمات عادلانه و فضای رقابتی منصفانه است. دولت باید این شرایط را مهیا کند.